…. مرا ببوس

چون سرو در میانِ سرودت مرا ببوس
چون عشق با تمامِ وجودت مرا ببوس
آوازی از ” نهفت ” بر آور خدای را !
آن گاه در فراز و فرودت مرا ببوس
برخیز و گر دگر طلبت خونِ سرخِ ماست
ای مرگ با لبانِ کبودت مرا ببوس
دیدی که حرفِ دولتِ بیدار، وعده بود
حالا که خوابِ عشق ربودت مرا ببوس
وَاز کارِ بسته گر طلبیدی گشایشی
حافظ به فالِ بسته گشودت ! مرا ببوس !
ای دوست در گلایه ندیدی مُرادِ خویش
پس دیگر از گلایه چه سودت ؟ مرا ببوس !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.