…………………”آفرین عشق ” آلبوم موسیقی سنتی با اشعاری از امیرحسین الهیاری


.
.
.
“روشن”
_بر مبنای افسانه ی آذری کوراوغلو و به افتخار قهرمان آن داستان نوشته شده است و کلمه ی روشن اشاره به نام اصلی قهرمان داستان است ، کلمه ی “قیر آت” در بیت ماقبلِ آخر، نام اسب افسانه ای روشن و به معنیِ اسبِ سیاه است. کلمه ی “چنلی بل” هم که در بیت آخر آمده به معنیِ گردنه مه آلود و نام محل زندگی روشن است._

دوباره شد شبِ خاموشِ آسمان روشن
چراغ خانه ی آن ماه مهربان روشن
ستارگان به مسیرِ که چشم دوخته اند
چنین که میشود از شوق چشمشان روشن؟
هزار تیرِ شهاب است در کمان و هنوز
نمیدهد به شبِ بی امان ، امان روشن
فراز قله چو کوه ایستاده و به نگار
خطوط حادثه را میدهد نشان روشن
کجاست تلخیِ لبخندهای نایابت
چه کرد با تو نگارِ شکردهان روشن؟
نه ماجرای تو خاموشی و فراموشی است
همیشه نام تو جاری است در زمان روشن
دگر تو را چه هراسی ز سرنوشت که خود
متاع مرگ خریدی به نقد جان روشن
که در میانه ی شب های کوچ درناها
حدیث توست در آفاق بی کران روشن
کنون ز مردیِ مردانگان میانه تهی است
بیا که چون تو دگر نیست در میان روشن
صدای شیهه ی “قیرآت” کوه را لرزاند:
بمان! پیاده کجا میروی؟ بمان روشن!
نشسته خسته و خاموش و دور “چنلی بِل”
رسیده است به پایانِ داستان روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.